نقد واوبلاگ
وبلاگ اختصاصی نقد در حوزه ادبیات داستانی ایران
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین فدوی - سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩

                                 

وقتی نویسنده، بودن اش را با نوشتن ثابت می کند...می توان گفت رمان "علائم حیاتی یک زن" علامت های حیاتی سه زن، سه نویسنده یا سه زن نویسنده است... رمان" علائم حیاتی یک زن" از آن "دست" آثاری است که می توان با اطمینان گفت که "دست" ندارد! تا بشود گفت از آن دست آثار. درست همان طور که نیاز ندارد خوانده شود تا گفته شود "متفاوت" است. یعنی لازم نیست آن را بخوانی و بعد بگویی فرق می کند با آثار دیگر . خواندنش هم نیاز به تبلیغ و تشویق ندارد. کافی است آدم نگاهش به جلد کتاب بیافتد و نام سه نویسنده را پای آن ببیند. . .


                          

 

علائم حیاتی سه زن!

وقتی نویسنده، بودن اش را با نوشتن ثابت می کند...می توان گفت رمان "علائم حیاتی یک زن" علامت های حیاتی سه زن، سه نویسنده یا سه زن نویسنده است...

رمان" علائم حیاتی یک زن" از آن "دست" آثاری است که می توان با اطمینان گفت که "دست" ندارد! تا بشود گفت از آن دست آثار. درست همان طور که نیاز ندارد خوانده شود تا گفته شود "متفاوت" است. یعنی لازم نیست آن را بخوانی و بعد بگویی فرق می کند با آثار دیگر . خواندنش هم نیاز به تبلیغ و تشویق ندارد. کافی است آدم نگاهش به جلد کتاب بیافتد و نام سه نویسنده را پای آن ببیند. . . حافظه ام یاد نمی آورد چنین تجربه ای را. که یک رمان را چند نفر نوشته باشند. . . ایده اش تازه نیست. تجربه و اجرایش چرا. شاید خیلی ها فکرش را کرده و تصمیم اش را گرفته باشند. اما تا کنون کسی سراغ ندارد چنین تجربه و جسارتی را. جسارت و شهامتی که علاوه بر نویسندگان آن (که سه زن شناخته شده ی ادبیات داستانی اند) در ناشر این اثر هم وجود داشته است که کتاب را چاپ نموده.

" علائم حیاتی یک زن" رمانی است که فرزانه کرم پور، مهناز رونقی و لادن نیکنام نوشته اند و نشر ققنوس هم آن را در 503 صفحه و قیمت  9500 تومان به چاپ رسانده است. آن هم با تیراژ 2200 نسخه. نمی دانم سرانجام این اثر چیست اما پیش بینی ام آن است که به چاپ های بعدی برسد. البته اگر سرنوشت برخی آثار را نیابد و از گردونه چاپ مجدد حذف نشود. که انشا الله نمی شود و نباید هم بشود. چرا که سوابق ادبی این سه نویسنده به گونه ای نیست که در کارنامه شان کار توقیفی داشته باشند یا دغدغه هایشان توقیف ساز ! باشد( شما مسئله ساز بخوانید ...

 نکته‌ای که خواندن این رمان را جذاب‌تر می‌نماید آن است که این سه نویسنده زبانهای متفاوتی دارند . زبان کرم پور متاثر از جنسیتش نیست و مردانه می زند. قصه هایش نیز اینگونه اند. سالها تجربه ی داستان نویسی پخته ترش نموده... نیکنام شاعر است و زبانش به طبع شاعرانه و حسی. جزئی نگر، دقیق و پر توصیف. آن هم از نوع استعاره ای... رونقی نیز با "صندلی لهستانی" اش شاید میانه این دو باشد. او نیز مانند نیکنام بیشتر دستی بر نقد دارد تا داستان. شاید همین تفاوتها و خصلتها این رمان را خواندنی تر و جذاب تر نماید. چیزی که از این کتاب انتظار میرود...

"علائم حیاتی یک زن" ظاهرا داستان سه زن است که در یک بیمارستان باهم کار می کنند . در سه بخش هم نوشته شده است. بخش اول یعنی " میترا" که فزرانه کرم پور نوشته در 22 فصل و 120 صفحه . بخش دوم " سروناز" است، نوشته لادن نیکنام در 11 فصل و 200 صفحه و بخش سوم و پایانی " ترلان" است نوشته  "فریبا وفی" ببخشید نوشته مهناز رونقی در 10 فصل و 220 صفحه ... که ایکاش این بخش ها جدا از هم نبودند و همانند رمانهایی که چند راوی روایت جدا دارند از یک ماجرا یا چند روایته هستند، در هم و نامرتب می شدند تا لذت تفکیک و تشخیصشان به عهده خواننده قرار گیرد ... یعنی نیازی نبود این سه نویسنده اینگونه روایت های خود را تفکیک کنند و مانند سه کتاب به هم بچسبانند تا خواننده آسان طلب را شیرفهم نمایند که هر روایت نوشته کدام شخصیت و کدام نویسنده است...         اینها را از باب معرفی آوردم اما نقدش بماند برای بعد.

به زودی نقد این اثر را در این وبلاگ بخوانید

 

حسین فدوی
و: تمامی مطالب این وبلاگ برداشت ها و یادداشت های شخصی اینجانب است و هیچ ارتباطی با داوری های جایزه ادبی واو ندارد ا: برداشت مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آن (نقدواوبلاگ)یا ذکر سایت ادبی واو بلامانع است و: . . .
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :