
گرما در سال صفر که عنوان کتاب برگرفته از نام همین داستان است و در آغاز مجموعه نیز آمده است، همانند غالب داستانهاى این مجموعه از آدمهاى خسته، بى حوصله و تنهایى سخن مى گوید که در روزمرگى هاى روزمره زندگى به سکون و انفعال رسیده اند
زن، تنهایى و سه راه عاطفى او متولد بهمن ماه۱۳۲۴ است. رمان «سگ و زمستان بلند» و دومجموعه داستان «آویزه هاى بلور» و «تجربه هاى آزاد» را پیش از انقلاب به چاپ رسانده است. داستانهاى «زنان بدون مردان» ، «ماجراهاى ساده و کوچک روح درخت» را در دهه پنجاه نوشت ولى اولى را در سال۱۳۶۸ در ایران و دومى را بیست سال پس از نگارش در سال۱۳۷۸ در سوئد و توسط نشر باران چاپ کرد.
شناخته شده ترین رمان پارسى پور «طوبا و معناى شب» است که دوسال پس از نگارش در سال۱۳۶۸ چاپ شد.
این مجموعه در سال۸۲ توسط نشر «شیرین» ناشر انحصارى این نویسنده با پانزده داستان کوتاه و با تیراژ هزار و یکصدنسخه و در۱۵۸صفحه منتشر شده است.
گرما در سال صفر که عنوان کتاب برگرفته از نام همین داستان است و در آغاز مجموعه نیز آمده است، همانند غالب داستانهاى این مجموعه از آدمهاى خسته، بى حوصله و تنهایى سخن مى گوید که در روزمرگى هاى روزمره زندگى به سکون و انفعال رسیده اند. به طور مثال راوى این داستان با وجود جوان بودنش مثل مرغ لندوک توى خودش کز مى کند و دیگر احساس جوانى نمى کند و دچار پیرى شده است و از بى حوصله گى به مردها مى اندیشد! به آنها نگاه مى کند اما آنها هم میلى ندارند.
این داستان که به لحاظ ساخت یکى از قویترین هاى این مجموعه محسوب مى شود و گذشته از نگاهى روانشناختى، رویکردى اجتماعى نیز با دارد و خواننده را براى داستانهاى بعدى که فضایى مشابه دارند، آماده مى سازد.
«گرما در سال صفر» مجموعه داستانى است متفاوت که اکثر داستانهاى آن به گونه اى پیش مى رود که انگار محور واحد و هیچ موضوع ثابتى ندارند و مى خواهند بى معنایى را بسازند. انسانهایى که بى هدف به گفت وگو مى نشینند و به موضوعات بى ربط مى پردازند، مثل داستان «سارا» یا داستان «آقایان» .
مثلاً در داستان سارا خواننده نمى داند و نمى فهمد که محور گفت وگوى شخصیت ها از چیست و براى چیست. او تنها آدمها را مى بیند که در مورد همه چیز مثل کرم، گیلاس، زنان مومشکى و موسرخ، دختر ۹ ساله و درنهایت خود سارا حرف مى زنند و بى اینکه بشود نتیجه گرفت این گفت وگوها پایان مى یابد.پایانی که پایان داستان را نیز به همراه دارد.
وهمى بودن یکى از شاخصهاى مهم و پررنگ این مجموعه است. اکثر آدمها دچار توهم اند وهم آنهاست که قصه را پیش مى برد و داستان را مى سازد. مثل داستان «بهار آبى کاتماندو» که داستان زن تنهایى است که سالها مرده اى را با خود نگه مى دارد یا داستان «آویزه هاى بلور» ، «یک جاى خوب» و یا «کشتار گوسفندها» .
بى اتفاقى، فضاى تیره و تار، انسانهاى خسته و بى حوصله، بى معنایى و بى هدفى، موضوعات و فضاى غالب براین مجموعه است. فضایى که باعث ملال و خستگى خواننده نیز مى شود.
چاپ شده در روزنامه ایران- ضمیمه ایران زنان –شنبه 28 آذرماه 1383