شیوا ارسطویى متولد ۱۳۴۵ تهران است که تاکنون چندین مجموعه داستان، رمان و داستان بلند به چاپ رسانده است...
فعالیت هاى ادبى او تنها به نوشتن ختم نمى شود و درحال حاضر کلاس داستان نویسى نیز دارد. ارسطویى در سال ۱۳۸۲ براى نوشتن مجموعه داستان «آفتاب و مهتاب» برنده جایزه ادبى یلدا و گلشیرى شد...


                                                

 

 

آسمان خالى نیست

 

شیوا ارسطویى
شیوا ارسطویى متولد ۱۳۴۵
تهران است که تاکنون چندین مجموعه داستان، رمان و داستان بلند به چاپ رسانده است.
فعالیت هاى ادبى او تنها به نوشتن ختم نمى شود و درحال حاضر کلاس داستان نویسى نیز دارد. ارسطویى در سال
۱۳۸۲
براى نوشتن مجموعه داستان «آفتاب و مهتاب» برنده جایزه ادبى یلدا و گلشیرى شد.
آثار به چاپ رسیده از او عبارتند از:
۱ ـ او را که دیدم زیبا شدم
/ داستان بلند
۲ ـ گم
/ مجموعه شعر
۳
ـ آمده بودم با دخترم چایى بخورم
۴ ـ نسخه اول
/ رمان
۵ ـ بى بى شهرزاد
/ رمان
۶ ـ آسمان خالى نیست
/ رمان
۷ ـ آفتاب و مهتاب
/ مجموعه داستان
در حال حاضر نیز رمان «افیون» را آماده چاپ دارد.
آسمان خالى نیست عنوان آخرین رمان خانم شیوا ارسطویى است که دراوایل سال
۸۲
وارد بازار کتاب شد.
این رمان مانند خیلى از رمانهاى حال حاضر شخصیت اصلى آن، یا نویسنده است یا مى خواهد نویسنده شود، راوى اى دارد که نویسنده خانمى است مثل رمانهاى دیگر خانم ارسطویى با نام شهرزاد که داستان را مى سازد و روایت مى کند. او که هم راوى است و هم شخصیت محورى داستان، مى خواهد داستان خویش را بنویسد اما درکنار آن دچار تردید برگزیدن است، چرا که شهرزاد ما دخترى است زیبارو که درگیرى عاطفى با سه مرد پیداکرده است، سه مردى که هرکدام چیزى را به شهرزاد مى بخشند که او نیازمند و علاقه مند به آن است. او دراین سه راهى سرگردان است.
شهرزاد براى تأمل بیشتر و دورى از این شور و حال، به همدان مى رود تا داستانش را که مدتى است ذهن اش را مشغول کرده، بنویسد.
دراین داستان «ناهید» عمه زیباروى راوى داستان است، درست مثل خودش دراین رمان.
این داستان به لحاظ ساخت، داراى فرمى ساده و روایتى خطى است با فلش بک هایى به خاطرات گذشته که همین خاطرات قرار است موضوع و مضمون اصلى داستان را بسازند...
زبان و لحن ساده این رمان که خواندن را براى خواننده غیرحرفه اى نیز آسان مى کند از شاخص هاى مثبت این رمان محسوب مى شود.
در پایان رویکرد نویسنده به سیاست باتوجه به حضور سه نسل دراین رمان قابل توجه است.


چاپ شده در روزنامه ایران- ضمیمه ایران زنان –شنبه 28 آذرماه 1383