
فرخنده آقایی نویسندهای است که داستانهایش غالبن رویکردهای اجتماعی دارد و به لایههای متفاوت جامعه میپردازد و عمومن نگاهی منتقدانه و بیطرفانه به موضوعات انسانی دارد. او این بار نیز نگاه ریزبین خود را به زنی میدوزد که تنها آرزویش این است ...

از شیطان آموخت و سوزاند- فرخنده آقایی
فرخنده آقایی متولد 1335 تهران فوق لیسانس علوم اجتماعی و کارمند بانک مرکزی ایران است که اولین مجموعه داستان او «تپههای سبز» نام دارد که در سال 1366 با حال و هوایی وهمناک و سورئالیستی منتشر شد. سال 1372 دومین مجموعه داستان خود را با عنوان «راز کوچک» منتشر کرد که جایزه بهترین مجموعه داستان کوتاه مجله گردون (قلم زرین) را از آن خود نمود. سومین مجموعهاش «یک زن یک عشق» و آخرین مجموعه داستانش «گربههای گچی» بود که مورد استقبال مسابقات ادبی نیز قرار گرفت. از خانم آقایی تنها یک رمان به نام «جنسیت گمشده» به چشم میخورد. اما اینها از آن نظر اهمیت دارند که نشان میدهند نویسنده بیش از آن که رماننویس باشد داستان کوتاه نویس است و بیش از آنکه دغدغهی رمان داشته باشد دغدغهی مجموعه داستان دارد و آخرین اثر او یعنی «از شیطان آموخت و سوزاند» نیز با وجودی که رماناش میخوانیم مجموعه داستانی است که راویاش یک نفر و ماجراهایش پیرامون همان یک نفر است.
این اثر ساختاری یادداشتگونه (چیزی مثل یاداشتهای روزانه) دارد. زنی ارمنی با مردی مسلمان ازدواج کرده است و مرد او را از خانه بیرون میاندازد و نجساش میخواند و تنها پسرش را از او میگیرد و دچار فقر و فلاکتش میکند و زن برای امرار معاش دست به کارهای مختلف مثل کار در کتابخانه, آبدارخانه سفارت، آموزش حقالتدریس و... میزند.
فرخنده آقایی نویسندهای است که داستانهایش غالبن رویکردهای اجتماعی دارد و به لایههای متفاوت جامعه میپردازد و عمومن نگاهی منتقدانه و بیطرفانه به موضوعات انسانی دارد. او این بار نیز نگاه ریزبین خود را به زنی میدوزد که تنها آرزویش این است که آن قدر پول داشته باشد تا خانهای اجاره کرده و با پسرش زندگی کند.
زنی که قرار است نمونهای از زنانی باشد که در این جامعه به خاطر نداشتن حامی و کسی که با عنوان شوهر خرج کششان باشد, باید استقلال مالی بیابند و برای ماندن با سختیها و نداشتنها دست و پنجه نرم نمایند و با سختیهایی که آنان را دچار مشکلات روحی روانی میکند بسازند و برای داشتن حداقلهای زندگی بجنگند. نکته جالب این اثر آن است که فرخنده آقایی نخواسته که شخصیت داستاناش خواننده را ناامید و مایوس نماید چرا که در پایان راوی وضع مالیاش بهبود مییابد و قرضهایش را میدهد و زندگی برایش صورت بهتر و قابل تحملتری مییابد.
اما آنچه که این اثر را متفاوت میسازد و آن را بین 15 اثر قرار میدهد آن است که 351 صفحه یادداشت روزانه برای ساختن شخصیت و نشان دادن تنگناهای و دشواریهای زندگیاش, آن هم با هزینه شخصی نویسنده واقعن متفاوت است اما ای کاش نویسنده از حجم آن میکاست و تعداد بسیاری از یادداشتها را حذف مینمود و بر بار قصهای آن میافزود و یادداشتهایی که بار قصهای داشتند را پرداخت بیشتری مینمود؛ مثل داستان خاله پوران, خانم شهناز و قصهی زنهای پدر همسر راوی؛ همه اینها میتوانست یادداشتهای بیشتری را به خود اختصاص دهد و بر بار قصهای اثر بیافزاید.