حسین فدوی
تماس با من
پروفایل من
      نقد واوبلاگ (وبلاگ اختصاصی نقد در حوزه ادبیات داستانی ایران)
پرنده من نوشته فریبا وفی نویسنده: حسین فدوی - دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧

                            

 

 

"پرنده من" رمانی است که لایه های پنهان زندگی راوی خود را می گشاید و پرده از گذشته ای که همواره همراهش کشیده می شود و سایه سنگین اش را بر زندگی اش تحمیل می کند بر می دارد. در آغاز "راوی" زنی است، همانند همه زنهاییکه می شناسیم. شبیه دیگران، ساده و آشنا، اما روایت راوی و بیان ماجرا از زاویه دید او، آن را برایمان دوباره متولد می کند و چهره ای دیگر می بخشد. ..


پرنده ای که می خواست پرواز کند

 

پرنده من- فریبا وفی

"پرنده من" رمانی است که لایه های پنهان زندگی راوی خود را می گشاید و پرده از گذشته ای که همواره همراهش کشیده می شود و سایه سنگین اش را بر زندگی اش تحمیل می کند بر می دارد. در آغاز "راوی" زنی است، همانند همه زنهاییکه می شناسیم. شبیه دیگران، ساده و آشنا، اما روایت راوی و بیان ماجرا از زاویه دید او، آن را برایمان دوباره متولد می کند و چهره ای دیگر می بخشد.

روایت قطعه ای داستان یا قطعات 53 گانه داستان، همانند سالهای یک زندگی یا تجربه های فردی یک آدم، یک زن، زنی که هم شبیه دیگران است و هم به آنها شبیه نیست. در طول زمان به هم ریخته داستان، هویت خویش را یافته و فردیت می یابد. شکل می گیرد و از غربتی که در خانه خویش دارد به نگاه جدید و باوری جدید می رسد. این تحول ریشه در تعامل با دیگران و تامل در خویش دارد.

آنچه محور داستان را می سازد رابطه راوی با گذشته و شوهرش است. شوهرش امیر قصد دارد برای سفرش و برای زندگی بهتر، خانه ای را که راوی سخت علاقمند آن است بفروشد. رابطه راوی با همسرش از همان آغاز داستان برای خواننده معلوم می شود. میزان علاقه او با تایید سفرش از جانب راوی رابطه مستقیم دارد. آنجاکه موافقت می کند در آغوش کشیده می شود شود و آنجاییکه مخالفت می بیند به خرس قطبی تشبیه می شود.

"همین رفتارهایت باعث می شود به تو بگویم خرس قطبی. تو از تغییر می ترسی. از تحرک می ترسی. ماندن را دوست داری ..." (ص37).

از قول و بیان راوی در می یابیم که از نگاه او دنیای مرد یعنی امیر (که نامش نیز کارکرد معنایی دارد برخلاف راوی که نامی ندارد) خیلی بزرگتر و عالمانه و عاقلانه تر از دنیای کوچک و سطحی و حسی راوی است، دنیایی به دور از هرگونه پیچیدگی!.

"تا وقتی امیر در خانه است اجازه ندارم نادان باشم. برای همین صبر می کنم تا او بیرون برود." (ص10).

زاویه دید اول شخص زن بجای دانای کل این امکان را به نویسنده داده تا بتواند دنیای ساده و جهان زنان داستان خود را به خوبی بسازد و خواننده خود را هم حس با داستان خویش بسازد تنها قطعه چهارده است که اول شخص روایت نمی شود. آنچه باعث لذت بخش شدن خوانش داستان می شود گذشته از زبان ساده و صمیمانه و نثر بی تکلف داستان.

تصویرهای آشنایی است که راوی از خاطرات گذشته اش برای خواننده ترسیم می کند و تصوراتی که از شخصیت های زندگی اش ارائه میدهد که از قطعه بیست یعنی صفحه 56 کتاب به بعد ریتم تندتری به خود می گیرد.

آقا جان، عمو قدیر، مامان، شهلا و مهین در کنار قصه رفتن امیر، داستان های جداگانه ای برای خودشان هستند که هم رمان را پرقصه تر و هم لذت خواندن را برای خواننده افزون تر می نمایند هر چند گاهی غالب بر قصه امیر می شوند و قصه ای دیگر با محوری دیگر می سازند.

یکی دیگر از نکاتی که می توان در این داستان برشمرد حرکت شخصیت اصلی داستان یعنی راوی است زنی که از زیر آوار تحمیل ها و تحمل ها سر بیرون می آورد و از ایستایی و سکوت به اعتراض و حرکت می رسد. تفکر همسر او امیر و آن حس مالکیت "مهم نیست که دیگرانت که بوده اند و چه کرده اند فقط تو اهمیت داری و از حالا به بعدت که مال من است ..." (ص16) و نقش تعیین کنندگی او (ص48) راوی را به سمتی می برد که واکنش نشان دهد و به سمت تغییر برود، یعنی راوی عقده حقارت، بی توجهی و تحقیر شدگی خود را با خیانت (ص42) عناد (ص36 و 49) و در نهایت رفتن (ص141) جبران می نماید. حس مقابله و تلافی و شاید تنفر در مورد شادی دختر کوچک راوی نیز نمایش داده می شود. آن هم تنها یک خط پایین تر از عمل مردسالارانه امیر! .

"شاهین شادی را می زند و شادی تف می اندازد" (ص48). از شاخصه های دیگر این زمان می توان به زبان قیاسی و تشابهی آن اشاره نمود. راوی در سراسر کتاب در موضوعات مختلف افراد را با هم قیاس کرده و شباهت ها و تفاوتهایشان را به طور مستقیم بیان می کند حتی آنجاییکه از قول دیگران سخن می گوید. "مامان می گوید: محله شما مثل صندوق خانه است." (ص7) اما این قیاس ها در مورد شخصیت ها به تضاد می انجامد و شباهت ها به تفاوت ها.

"محبوب لوطی است، مامان می گفت محبوب از دیوار راست بالا می رفت ... مثل من تپاله نبود ..." (ص35). "من چسبم، مامان نچسب است ... (ص95). "آقا جان همیشه جلوتر می رفت ... ولی امیر مثل او نیست ..." (ص104). نکته قابل بحث در این داستان، تعارض ذهنی و فکری راوی است. زن در عین نفرت نسبت به همسر خود، چنان او را مورد لطف و نوازش قرار می دهد که باور خواننده دچار شک و اعتمادش به تردید بدل می گردد. (ص59) این تعارض گاه در تفکر راوی روی می دهد و او را از قالب خود خارج می سازد. یعنی راوی در آغاز داستان و درطول داستان، زنی معمولی و ساده ساخته می شود، اما گاهی دچار نگاه و تفکر فیلسوفانه می شود. "حیاط خلوت پر از بوی شنبلیله است.  همسایه بالایی دستگاه سبزی خردکنی دارد که با آن کیلو کیلو سبزی خرد می کند..." (ص11).

"من می ترسیدم از تاریکی ... برای همین صدایم در نمی آمد. صد جور بازی در می آوردم که دیده نشوم. یواش یواش از چشم خودم هم پنهان شدم ... با این گم گشتگی بزرگ شدم. گم گشتگی عمیقی که پیدا شدنی در کار نبود ..." (ص46).

این دو گانگی در ساخت داستان نیز به چشم می خورد، به عبارت دیگر، نیمه ابتدایی داستان از ساختی بسامان و منسجم برخوردار است اما داستان هر چه به پایان نزدیک می شود، پرگوتر و کمی سست تر می شود به گونه ای که احساس می شود داستان دچار اطناب شده و قصه بی هیچ حرف تازه و دلیلی کش آمده است.

در پایان می توان گفت: "پرنده من" به لحاظ سادگی و صداقت و پرداخت خوبش و نیز جسارت نویسنده اش در پرداختن به چنین موضوعاتی که کمتر نویسنده ای شجاعتش را می یابد با آن درگیر شود قابل تقدیر و توجه می باشد و نشان از آن دارد که شایستگی آن را داشته که جوایز متعددی را به خود اختصاص دهد.

   

روزنامه ابتکار-پنجشنبه 18 تیر 1383

  نظرات ()
مطالب اخیر نامزدهای بهترین رمان متفاوت سال"واو" خلوت مدیر نوشته علی اکبر والایی گلین نوشته فریبا خادمی حوریه نوشته مرتضی فخری چه زود بزرگ شدم! نوشته حسن فرهنگ فر کسی نگاهم می کند نوشته مریم ساحلی "تو خفه می شی یا من...؟" نوشته بهاره رهنما شفا در میان ما نفس می کشد نوشته کیارنگ اعلایی آن جا که برف ها آب نمی شوند نوشته کامران محمدی علائم حیاتی یک زن نوشته فرزانه کرم پور، لادن نیکنام و مهناز رونقی
کلمات کلیدی وبلاگ آنجا زیر باران نوشته محمدرضا گودرزی (۱) بهترین متفاوت های داستانی سال 85 (۱) جوایز سال 87 (۱) شمارش معکوس نوشته مرتضی فخری (۱) فراموش شدگان نوشته رضا جوان (۱) آسمان خالى نیست نوشته شیوا ارسطویى (۱) دعوت با پست سفارشی نوشته فرزانه کرم پور (۱) غریبه اى در اتاق من نوشته مهرنوش مزارعی (۱) گرما در سال صفر نوشته شهر نوش پارسى پور (۱) تابوت خالی نوشته بی تا ملکوتی (۱) گربه هاى گچى نوشته فرخنده آقایى (۱) روى لبهاشان خنده بود نوشته محبوبه میر قدیری (۱) سنج و صنوبر نوشته مهناز کریمی (۱) چه کسى باور مى کند رستم نوشته روح انگیز شریفیان (۱) لغات میغ نوشته مصطفی جمشیدی (۱) رمادی نوشته آرش جواهری (۱) پرنده من نوشته فریبا وفی (۱) ترلان نوشته فریبا وفی (۱) یک جای امن نوشته مرجان شیر محمدی (۱) ویران می آیی نوشته حسین سناپور (۱) جان شیدای زن نوشته پیمانه روشن زاده (۱) ناریا نوشته آرش خیر آبادی (۱) جنبش چهارپایان نوشته اسماعیل شهبازی (۱) به زانو در نیا نوشته محمدرضا گودرزی (۱) برف و نرگس نوشته ناهید طباطبایی (۱) پیراهن آبی نوشته ناهید کبیری (۱) شنبه های راه راه نوشته لیلی فرهاد پور (۱) از شیطان آموخت و سوزاند نوشته فرخنده آقایی (۱) کتاب اعتیاد نوشته شهریار وقفی پور (۱) مرده ها حرف نمی زنند نوشته روح اله نوروزی (۱) تقدیم به چند داستان کوتاه نوشته محمد حسن شهسواری (۱) عقرب نوشته حسین مرتضائیان آبکنار (۱) مشق هایم زیر باران نوشته مریم ساحلی (۱) من جر می زنم نوشته شیوا پورنگ (۱) مجنون تر از لیلی نوشته مینو سامان (۱) خیلی نگرانیم، شما لیلا را ندیدید نوشته رسول یونان (۱) آقا جان شازده نوشته شهلا سلطانی (۱) یک دقیقه سکوت نوشته نفیسه نظری (۱) وقتی کلاغها عشق می خورند نوشته فهیمه محفوظ (۱) باغ تلو نوشته مجید قیصری (۱) حفره ای در آینه نوشته لادن نیکنام (۱) کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری (۱) یک کفش راحتی برای ادامه زندگی نوشته ماریا تبریز (۱) دفترچه یاداشت نوشته نجمی مهدوی (۱) اگه تو بمیری نوشته محمدرضا گودرزی (۱) قربانی باد موافق نوشته محمد طلوعی (۱) ترجیع بندی برای شاعران جوان نوشته فتح الله بی نیاز (۱) بوی خوش تاریکی نوشته قاسم شکری (۱) با اولین فریاد متولدشدم! نوشته فرزانه ناقل (۱) شمایل لرزان قدرت نوشته هادی نودهی (۱) وقتی فاخته می خواند نوشته غلامرضا رضایی (۱) کمی آن طرف تر نوشته سمانه امیری منش (۱) با شما که رودرواسی ندارم نوشته زهرا پور قربان (۱) آدم ها در پایان راه نوشته اکبر تقی نژاد (۱) عبور معطر نوشته نارسیس زهره نسب (۱) مایک سروگردن از تفنگ ها بلندتریم نوشته شاهرخ تندر (۱) توپ بازی نوشته تبسم غبیشی (۱) علائم حیاتی یک زن نوشته فرزانه کرم پور، لادن نیکنا (۱) آن جا که برف ها آب نمی شوند نوشته کامران محمدی (۱) شفا در میان ما نفس می کشد نوشته کیارنگ اعلایی (۱) کسی نگاهم می کند نوشته مریم ساحلی (۱) حوریه نوشته مرتضی فخری (۱) تو خفه می شی یا من؟" نوشته بها (۱) چه زود بزرگ شدم! نوشته حسن فرهنگ فر (۱) گلین نوشته فریبا خادمی (۱) خلوت مدیر نوشته علی اکبر والایی (۱) نامزدهای بهترین رمان متفاوت سال"واو" (۱)
دوستان من واو- جایزه ادبیات متفاوت شعر واویلاگ- فائزه شاکری اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من